عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )

39

تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )

وجود داشته است . بيشتر مسلمانان به احتمال نخست اعتقاد دارند . با وجود اين ، هر گروهى دليل و تأويل خود را دارند . اين مسأله همچنين در دوران اخير هم مطرح شده است ، امّا اين بار در نوشته‌هاى خاورشناسان كه غالبا اهداف و اغراضشان را در وراى عملكردشان پنهان نمىكنند . جامعترين اينان كه در اين مسأله قلم زده ، رژى بلاشر « 1 » است كه به بحث پيرامون احتمال اول و سوم پرداخته است . وى مىگويد : آيا محمد [ ص ] با خواندن و نوشتن آشنا بوده است ؟ در رابطهء موضوع بحث ما ، پرسش مهم و جدّىاى است كه پاسخهاى متفاوتى به آن داده شده است . رأى ثابت امروزه ، در ميان مسلمانان آن است كه محمد [ ص ] هرگز از چنين آشنايى برخوردار نبوده است . اين راى ، بر خبرى قديمى تكيه دارد كه در علم تفسير رواج يافت . اين نظر ، اشتقاق واژهء ( امّىّ ) - به ويژه در تعبير « النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ » [ اعراف 7 / 157 و 158 ] را به معناى كسى كه خواندن و نوشتن نمىداند ، بر مىگرداند . برخى از خاورشناسان مثل آمارى « 2 » ، كازيمرسكى « 3 » ، مونته « 4 » به اين تفسير اعتقاد دارند . با اين همه به قرآن باز مىگرديم كه در آن آمده است : هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ « 5 » . كلمهء « أمّىّ » در اين آيه و در بسيارى از آيات [ بقره 2 / 78 و آل عمران 3 / 20 و 75 ] به معناى عربهاى مشرك مىباشد كه بر خلاف يهوديان و نصارى از وحى بهره‌مند نبوده‌اند و به همين دليل در جهل و نا آگاهى نسبت به شريعت خداوند به سر مىبردند . در تفسير طبرى اخبار فراوانى است كه به ابن عباس نسبت داده شده است و تأييد كنندهء اين معناست « 1 » پس « نبى امّىّ » به معناى پيامبر جاهل و بىسواد نيست بلكه به معناى پيامبر بت پرستان است . صفت « امّىّ » كه مشتق از واژهء عربى « امّة » [ امّىّ منسوب به امّ يا امّة ] است ، يقينا به كلمهء عبرى « اموت‌ها عولام « ummot ha olam » يعنى امم العالم [ ملل جهان ] به معناى

--> ( 1 ) regis blachere ، introduction au coran . edi . 9591 . ( 2 ) mochele amari ( 3 ) b . kasimirski . ( 4 ) edward montet . ( 5 ) جمعه ( 62 ) ، آيهء 2 : اوست آن كس كه در ميان بىسوادان فرستاده‌اى از خودشان برانگيخت تا آيات او را بر آنان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت بديشان بياموزد و [ آنان ] قطعا پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند .